حرف دل با آغاز هرباره مرور خاطرات تا واپسین لحظه شوق و حسرت ، اشک های التیام شبانه را به درک حضور رفته قاصدکی مانده ، در آغوش گرفتن . و باز به رغم فشار گذرواژه های جدائی و منطق بی رحم حقیقت ، اشتیاقی برای نوشتن کلماتی بارانی و انتظار دیداری حتی پوچ و موهوم ؛ و نقاشی خطوط ممتدی با مداد شمعی بی نفس تا رسیدن به آن شکل مانده خویش در ذهن . و پویایی جستارگونه افکار در پی تداعی های تکراری تا مرز خلق نشانه ای از خورشید ، نشانه ای از رویا .
+ نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387ساعت 12:12 توسط مجذوب |