حرف دل - پنجره ای باز و بیرونی روشن . - هوایی باران زده و نمناک . - بوی خوش شکوفه . - نسیمی خنک و پوست نواز . راحتی نشستنم را تماشا می کنم ، به دستانم که محکم دسته صندلی را چسبیده اند . باز از شیشه می گذرم ! و خاطرات بیرونی را در تور افکارم به دام می اندازم و باز می گردم . سرم سنگین شد ! - به صدای تیک تیک ساعت خیره می شوم . - در فکری مطمئن به سر می برم . بدنم سرد می شود . می بندمش زود . به خود می آیم . - پنجره ای بسته و درونی روشن !
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 9:50 توسط مجذوب |