حرف دل و فكر كن كه چه آسان او ، قلب تپنده ات را به گونه اي خاص ، بر روي بوم خاكستري مغزت با قلمي توانا به تصوير كشيده باشد و به دور از پندار مردمكانت ، خودش را به اوج باور رسيدن ، به بالائي ترين ويژگي هستي تو نزديك كند و تو چه تبناك زماني را كه ، براي او هر لحظه دعاي شفا ديده بخواني و او ريز ريز به سادگي اشك هايت بخندد و بي مكث با انگشت تزويرش معصوميتت را به شكلي وارونه به ديگري ! نشان دهد و چه سخت تر اين كه تو با خنده هاي مستانه او بخندي و شادي اش را بيفزائي و در درونت به آرامي بگريي و هر لحظه خود را دور يافته تر از هميشه بداني و باز بماني و نماند ، بخواهي و نخواهد !! چه دنيايي شده ...
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مهر1387ساعت 14:5 توسط مجذوب |