تبليغاتX
:::... باغ مهتاب ...::

:::... باغ مهتاب ...::

" گنهی کردم و دل دادم و عاشق شده ام :: سنگسارم بکنید ای زخدا بی خبران "

حرف دل

همه وجود ناچيزم تقديم به تو

داشتم در ورق زدن خاطرات روشن گذشته ام ،‌ بچه گي هايم را ياد مي كردم . حيران بودم كه چه آسان مي توانم همه را به ياد بياورم و تو را ..... و تو را كه چه آرام در عمق آنها جا خوش كرده بودي .

چه سخته شمردن آسان شده خطوط چهره ات كه به تازگي روئيده اند ! براي من .

.

.

.

چه خوب داغي اشكانم را فهميدي و چه آسان باز ،‌ هم حس شدنت با من را آغاز كردي .

آخ جان كه چه آرام مي گيرم من ، هنگامي كه تو را بچه گانه در آغوش مي فشارم براي مدتي .

و چه زود تمام مي شود دوباره هاي به ياد ماندني ام ...

.

.

.

دوست دارم مادر

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 16:16 توسط مجذوب |