تبليغاتX
:::... باغ مهتاب ...::

:::... باغ مهتاب ...::

" گنهی کردم و دل دادم و عاشق شده ام :: سنگسارم بکنید ای زخدا بی خبران "

حرف دل

خسته شدم خیلی زیاد ، اصلا فکر نمی کردم که این طوری بخوان بکنن .

چرا فکر می کنیم امان از حرف مردم ، بهتره بگیم امان از حرف خودمون . مگه مردم کین ؟؟ مردم یعنی مامان ، بابا ، خاله ، حتی اون آبجی کوچیکه .

کاش آدرس وب لاگ رو به دوستان و آشنایان نمی دادم که شاید بیان بخونن و متوجه بشن که آره خلاصه من هم با دیگرون یا حتی اونا حرفایی دارم . دست خودم نیست برای آینده ام هدف زیاد دارم ولی چیکار کنم که دو رو بریام اسیر کاسه بشقابن ، اسیر این مال منه اون مال تو !!

آدم وقتی درگیر زندگی و اتفاقات پیرامونش می شه دیگه هیچی براش نمی مونه ، هیچی . همه چیزشو می ده حتی حسشو ، حتی ...

دلم خیلی پره ، بابا به خدا من همونم . همون آدم قبلی . چی شده که تا قبل از این حرفام شوخی های با مزه بود و الان شده مشتی کنایه و لوقوز .

خسته شدم از ادم های کثیف و دو رنگ این زمونه .

ولش کن اصلا ، مهم اینه که ساخته بشم محکم بشم ، چهره واقعی آدمای دو رو برمو  بهتر بشناسم . اصلا می دونی چیه زندگی یعنی همین .

.

.

.

.

واقعا یعنی همین !!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 12:29 توسط مجذوب